معنی حقب

معنی واژه حقب

5 بازدید
[ حَ قَ ] (ع اِ) پالان اشتر. || تنگ شتر که متصل به تهیگاه وی باشد. (منتهی الارب). تنگ که بر شتر بندند. نوار میان بند شتر. تنگ پالان شتر. رسن میان شتر. ج، احقب. (مهذب الاسماء). || کمر زنان که بر میان بندند. حقاب؛ چیزی است که زنان پیرایه را بدان آویخته بر میان بندند. (منتهی الارب). ج، احقاب.
[ حَ ] (ع اِ) پالان شتر. رجوع به مادهٔ قبل شود.
[ حُ / حُ قُ ] (ع اِ) هشتاد سال و زیادت از آن. (اقرب الموارد). مدت هشتاد سال یا بیش از آن. هشتاد سال. (مهذب الاسماء). || روزگار. (منتهی الارب) (از دهار) (مهذب الاسماء). دهر. (از اقرب الموارد). روزگار دراز. زمان دراز. || سال. و گویند سالها. ج، احقاب، احقب، حقاب. (اقرب الموارد): هست هفتصدساله راه آن حقب که بکرد او عزم در سیران حب.مولوی.
[ حُ قُ ] (ع اِ) جِ حِقاب. (از منتهی الارب). رجوع به حقاب شود.
[ حِ قَ ] (ع اِ) جِ حِقبَه. (منتهی الارب). رجوع به حقبه شود.
[ حِ ] (ع مص) حقب بعیر؛ دشوار شدن بول بر شتر از سختی رسن تنگ. بند شدن بول شتر از افتادن حقب بر غلاف نرهٔ وی. || حقب مطر و غیره؛ بند آمدن باران و جز آن. || حقب معدن؛ نیافتن چیزی در کان پس از جستن. (منتهی الارب).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید