معنی حقالسکوت
6 بازدید
[ حَ قْ قُسْ سُ ] (ع اِ مرکب) رشوه و پاره ای که دهند دانندهٔ رازی را تا افشاء آن نکند: آمد و خفت و آرمید تنش مهر حق السکوت بر دهنش.نظامی.
کلمات همقافیه با «حقالسکوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر