معنی حفیر
4 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) گور. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). گور کنده. (منتهی الارب). گور کنده شده. (غیاث از منتهی الارب). || گودال. حفر. (از اقرب الموارد).[ حَ ] (اِخ) نام نهریست به اردن از منازل بنی القین بن جسر. (معجم البلدان). || آبی و موضعی است میان مکه و بصره و که به حَفَر مشهور شده است. و بدانجا کفتار بسیار باشد. و اولین منزل حاجیان بصره است. (معجم البلدان). || نام موضعی است به نجد.[ حَ / حُ فَ ] (اِخ) آبی از بنی جعفربن کلاب. || نام آبی از بنی هجیم به پنج میلی بصره. || نام منزلی میان ذوالحلیفة و ملک. || نام آبی به اجا. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حفیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر