معنی حفظی
6 بازدید
[ حِ ] (ص نسبی) حفظکردنی. درس یا مطلب دیگری که باید حفظ شود.[ حِ ] (اِخ) نام دو تن شاعر از ترکان عثمانی در مائهٔ دهم هجری. یکی از مردم ادرنه و دیگری از اهالی استانبول. || نام شاعری بمائهٔ دوازدهم از مردم ایاش قصبه ای به آنقره که بزمان سلطان سلیم خان وفات کرده است. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «حفظی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظی» برای سرودن شعر