معنی حفظ

معنی حفظ

6 بازدید
[ حِ ] (ع مص) نگاه داشتن. نگه داشتن. نگاهداشت. نگهداری. نگهداشت. گوش داشتن. حیاطة. وقایة. حراست. صیانت. محافظت، حرس. بقو. بقاوت. نگاهداری کردن. نگهداری کردن. بازداشتن شیئی از زیان و هلاک : احسن اللََّه حفظک و حیاطک. (تاریخ بیهقی ص ۲۹۸). حفظ و عون خدای عزّوجل بر سر و تنش خود و خفتان باد.مسعودسعد. از حفظ و عون یزدان در گرم و سرد دهر بر شخص عالی تو شعار و دثار باد. مسعودسعد. و ضبط مسالک و حفظ ممالک... بسیاست منوط. (کلیله و دمنه). بذات خویش بحفظ خزانهٔ جواهر قیام کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - حفظ آبرو کردن؛ محافظت حسن شهرت خود کردن و آن را نگاه داشتن. - فی حفظاللََّه، او فی کنف اللََّه و فی حرزاللََّه و فی ستراللََّه؛ خدانگاهدار. خدانگهدار. || نگاهبانی. نگهبانی. - حفظ سر؛ کتمان سر. رازپوشی. پوشیدن راز. || از بر بکردن. (تاج المصادر بیهقی). از برکردن. فراگرفتن. برکردن. یاد گرفتن. (زوزنی). بیاد گرفتن. نگاه داشتن. [ در همین معنای از بر کردن ] . و در فارسی آنرا با شدن و کردن صرف کنند. بیاد سپردن. بخاطر سپردن. الحفظُ ضبطُالصوَر المدرکة. (تعریفات): زمانه گفتهٔ من حفظ کرد و نزدیک است که اخترانش بر آفتاب و مه خوانند. مسعودسعد. و بحقیقت بباید دانست که فائده در فهم است نه در حفظ. (کلیله و دمنه). || هوشیاری. (منتهی الارب). - حفظ مال؛ چرانیدن شتران و گوسفندان را. (منتهی الارب). || (اِ) یاد. مقابل نسیان. || حافظه. قوهٔ حافظه : مفاصل را تیز گرداند و حفظ را تیز کند و دل را قوت دهد. (نوروزنامه).

کلمات هم‌قافیه با «حفظ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فظ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید