معنی حفصة

معنی حفصة

6 بازدید
[ حَ صَ ] (ع اِ) کفتار. ضبع. (اقرب الموارد). || اسد. شیر. (مهذب الاسماء).
[ حَ صَ ] (اِخ) نام ام المؤمنین دختر عمربن الخطاب (رض)، زوجهٔ رسول اکرم (ص) است. او در اول زن مردی از قبیلهٔ سهم موسوم به خنیس بن حذافه بود. وی خواهر عبداللََّه بن عمر و مادر آن دو زینب بنت مطعون است و رسول (ص) پس از ازدواج عایشه او را بزنی کرد و وی بروزگار خلافت عثمان بن عفان درگذشت. قرآن فراهم آوردهٔ زیدبن ثابت بزمان رسول اللََّه بدو سپرده شده بود و آنگاه که اختلاف قراآت را مسلمین دانستند و درصدد رفع و دفع آن برآمدند. عثمان فرمان کرد که مسلمانان تنها به قرائت زیدبن ثابت قرآن خوانند و نویسند، و عثمان آن قرآن را از حفصة بگرفت و پس از برداشتن نسخه ای از آن بدو بازگردانید. حفصة با شوهر خود خنیس به مدینهٔ منوره هجرت برگزیده بود، بعد از وفات خنیس خلیفهٔ ثانی به ابوبکر تزوج او را پیشنهاد کرد، ولی جوابی دریافت نشد. آنگاه این پیشنهاد را بعثمان نمود او گفت: فعلاً مایل بتزویج نیستم و بر شما پوشیده نیست که زوجه ام رقیه بنت رسول اللََّه در این نزدیکیها درگذشته است. عمر بنزد حضرت محمد (ص) شتافته ماجرا را بیان کرد آنجناب در جوابش فرمودند: «با حفصه مردی بهتر از عثمان تزویج کند و عثمان با زنی بهتر از حفصه تزویج خواهد نمود» و در سال سوم از هجرت حفصه را در زمرهٔ زوجات مطهره درآورد و ام کلثوم را بعثمان تزویج نمود و بعداً بعلت ماجرایی که در سورهٔ تحریم آمده آن حضرت حفصه را طلاق داد. عمر مکدر و بغایت مضطرب گردید تا آنجا که پیغمبر به اشارت جبرئیل وی را از نو بعقد نکاح خویش درآورد. خلیفهٔ ثانی بهنگام رحلت بحفصه و او نیز بهنگام وفات ببرادرش عبداللََّه وصیت کرده بود. وی خاتونی پارسا و شب زنده دار بود و در ۴۱ یا ۴۵ هـ . ق. وفات یافت. ۶۰ حدیث از وی روایت شده و ناقل عمدهٔ آنها برادر خود او عبداللََّه بن عمر میباشد. و رجوع به الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۶۵ شود.
[ حَ صَ ] (اِخ) بنت الحاج الرکونیه یکی از مشهورترین شاعرهای اندلس است که بلقب شاعرةالاندلس شهرت یافت. وی در زمان عبدالمؤمن بن علی از موحدین در غرناطه میزیست و با وزیر ابوجعفر و دیگر ادبای عصر مشاعره ها کرد. او منسوب بیکی از خانواده های معروف و مشهور غرناطه میباشد. وی جمال صورت و کمال معنی را جمع کرده بود. اشعار بسیار دلکشی دارد: ازورک ام تَزور فانّ قلبی اِلی ما تشتهی ابداً یمیل فثغری مورد عذب زلال و فرع ذوائبی ظل ظلیل. حفصه به سال ۵۸۶ هـ . ق. در مراکش بمرد. رجوع به معجم الادباء و نفح الطیب ج ۲ ص ۴۳۰ شود.
[ حَ صَ ] (اِخ) بنت حمدون من وادی الحجاره از زنان اندلس باشد. ابن آبار او را در مغرب نام برده. گویند او از مردم قرن چهارم هجری است و از شعر اوست: رأی ابن جمیل أن یری الدهر مجملا فکل الوری قدعمهم سیب نعمته له خلق کالخمر بعدامتزاجها و حسن فما احلاه من حین خلقته بوجهٍ کمثلِ الشمس یدعو ببشره عیوناً و یعشیها بافراط هیبته. ابن آبار گوید: وی ادیب، دانشمند و شاعر بود. ابن فرج صاحب حدائق او را نام برده و اشعاری از او نقل کرده که از آنجمله باشد: یا وحشتی لأحبتی یا وحشة متمادیة یا لیلة ودعتهم یا لیلة هی ماهیة. (نفح الطیب ج ۲ ص ۲۹۰ و ۴۹۰). یکی از شاعره های اندلس است در قرن چهارم هجری در وادی الحجاره میزیست. از غلامانش چنین شکوه میکند: یارب انی من عبیدی علی جمرالفضا مافیهم من نجیب اما جهول ابله متعب او فطن، من کیده لایجیب.
[ حَ صَ ] (اِخ) بنت سیرین. عاصم احول گفت: ما بر حفصه دختر سیرین درمی آمدیم. وی جلباب پوشیده و بدان روی خویش بسته بود. وی را میگفتم: خدایت بیامرزد. قال اللََّه: {/B«وَ اَلْقَوََاعِدُ مِنَ اَلنِّسََاءِ اَللاََّتِی لاََ یَرْجُونَ نِکََاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنََاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیََابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجََاتٍ بِزِینَةٍ » ۱-۱۷۲۴:۶۰/}و آن جلباب باشد. گفت: بعد از این چه گوئید گفتم: گوئیم {/B«وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ »۱۸-۲۲۲۴:۶۰/} گفت: آن اثبات جلبات باشد. هشام بن حسان گفت: حفصه ما را گفتی ای جوانان آنگاه که جوان هستید، خوشبختی را یابید چه من کار و کوشش جز در جوانی ندیدم. هشام گفت: وی دوازده ساله بود که قرآن خواند و نودساله بود که بمرد. هشام آرد که حفصه بمسجد خود درمی آمد و در آنجا نماز ظهر و پسین و مغرب و خفتن و بامداد میگذاشت و در آنجا میبود تا روز بلند شود. آنگاه رکوع میکرد و بیرون می آمد و وضو و نماز وی آنوقت بود تا آنگاه که هنگام نماز میشد بمسجد خود بازمیگشت. مهدی بن میمون گوید: که حفصه سی سال در نمازگاه خود درنگ کرد و جز برای نماز یا خواب نیمروز بیرون نمیشد. هشام آرد که گاه چیزی از قرائت بر ابن سیرین مشکل شدی، گفتی: نزد حفصه روید و از وی بپرسید که چگونه خواند. از هشام بن حسان است که حفصه کنیزکی بخرید و گمان دارم از مردم سند بود، گفتند: مولای خویش چگونه یافتی گفت: او زنی پارسا بود جز آنکه گناهی بزرگ کرده بود، چه وی تمام شب نماز میگزارد و میگریست. عبدالکریم بن معاویه گفت: مرا گفتند حفصه در هر شب نیمی از قرآن میخواند و روزها روزه میگرفت و در عید روزه و عید قربان و ایام تشریق افطار میکرد. از هشام بن حسان است که حسن و ابن سیرین را بدیدم و کسی را از حفصة خردمندتر ندیدم. رجوع به صفةالصفوة ج ۴ ص ۱۷ و ۱۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «حفصة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید