معنی حفره کردن
6 بازدید
[ حُ رَ / رِ کَ دَ ] (مص مرکب) حفره زدن : مکر آن باشد که زندان حفره کرد آنکه حفره بست آن مکری است سرد. مولوی. این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان.مولوی.
کلمات همقافیه با «حفره کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر