معنی حفاری
4 بازدید
[ حَ فْ فا ] (حامص) شغل حفار. عمل حفار. || قنائی. چاه کنی. || شغل آنکه زمینهای منخسفه یا مخروبهٔ باستانی را برای یافتن اشیاء عتیقه کند. تیله کنی. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «حفاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر