معنی حظوظ
5 بازدید
[ حُ ] (ع اِ) جِ حظ. (دهار). حظاء. احظ. (جمع بر غیر قیاس). (مهذب الاسماء). حظوظة. - حظوظ خمسه؛ (اصطلاح احکامیان از منجمین) عبارت از خانه [ بیت ] و شرف و مثلثه و حد و وجه. و صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: کما یذکر فی لفظ الایصال. فی فصل اللام من باب الواو، هی بیت الکوکب ثم شرفه ثم المثلثة ثم الحد، ثم الوجه. - حظوظ نفس؛ (عندالصوفیه) مازاد فی الحقوق کما سیجی ء.
کلمات همقافیه با «حظوظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وظ» برای سرودن شعر