معنی حظوة
6 بازدید
[ حَ / حُ وَ ] (ع اِ) بهرهٔ روزی. || تیر خرد بقدر ذراع که کودکان بدان بازی کنند. (منتهی الارب) (آنندراج). تیر ناوکی. (مهذب الاسماء). || هر شاخ رسته در بن درخت که هنوز سخت نشده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، حِظاء، حَظَوات. (از منتهی الارب) (آنندراج). || (مص) بهره مند و دولتی شدن. (منتهی الارب).[ حُ / حِ وَ ] (ع اِ) مرتبه. || بهرهٔ رزق. حِظَة. (منتهی الارب) (آنندراج).[ حُ وَ ] (ع مص) بهره مند شدن. بهره مند شدن و دولتی شدن. || ظفر یافتن بر چیزی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حظوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر