معنی حظر

معنی حظر

6 بازدید
[ حَ ] (ع مص) حجر. (تاج المصادر بیهقی). منع. بازداشتن. (دهار) (ترجمان علامهٔ جرجانی). تحریم. حرام کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). حظرة. حظارة. بازداشتن کسی را از چیزی. مقابل اباحة و آن عملی است که در ترک آن ثواب و در فعل آن عقاب است. (تعریفات). || حظیره ساختن. || حظرمال؛ بند کردن شتران و گوسفندان را در حظیر. || حظر شی ء؛ گرد کردن چیز. جمع کردن چیز. (منتهی الارب).
[ حَ ظِ ] (ع اِ) شاخ درخت هر چوب که با آن حظیره سازند. (آنندراج). || خار تر. || (مص) وقوع در حظر رطب؛ افتادن در آنچه فوق طاقت است. || ایقاد در حظر رطب؛ سخن چینی کردن. || آوردن حظر رطب؛ آوردن بسیاری از مال مردم یا آوردن دروغ و مکروه. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «حظر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ظر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید