معنی حظ

معنی حظ

5 بازدید
[ حَ ظظ ] (ع اِ) بهره. (مهذب الاسماء) (دهار) (تفلیسی) (صراح) (مجمل). بهر. نصیب. بخش. تیر. قسم. حصة. سهم. نباوة. (مهذب الاسماء). یا خاص است به بهرهٔ خیر و فضل : از گردش زمانه همه حظ و قسم تو تابنده روز باد و شکفته بهار باد.مسعودسعد. نصیب تست ز گردون سعادت برجیس چنانکه حظ مخالف نحوست بهرام. مسعودسعد. از همه دانش حظی است مرا از چه سبب همه حظ من از این گیتی رنج است و عناست. مسعودسعد. بسوی حضرت راند و براند حظ نشاط چنانکه زلزله در کوهسار و بحر افتاد. مسعودسعد. و سبب... ترجمهٔ این کتاب... آن بود که باریتعالی آن پادشاه عادل... انوشیروان را از شعاع عقل و نور عدل حظی وافر ارزانی داشت. (کلیله و دمنه). داری از رسم و ره و سان ملوک نیکنام حصه و حظ و نصیب و قسم و بخش و بهر و تیر. سوزنی. عنفوان شبابم غالب آمدی... بخلاف رای مربی قدمی برفتمی وز سماع و مجالست حظی برگرفتمی. (گلستان). با آنکه در وجود طعام است حظ نفس رنج آورد طعام که بیش از قدر بود. (گلستان). جوانی خردمند از فنون فضائل حظی داشت وافر. (گلستان). ج، حظوظ، حُظّ، اَحظ، حظاظ، حِظاء، حظوظة. - از سوء حظ؛ از سوء اتفاق. بدبختانه. - حظ بردن؛ بهره و نصیب بردن. - || حظ کردن. کیف کردن. - حظ داشتن؛ نصیب داشتن : از فنون فضایل حظی وافر داشت. (گلستان). جماعتی که ندارند حظ روحانی تفاوتی که میان دواب و انسانست.سعدی. - حظ کردن؛ کیف کردن. خوش بودن. لذت بردن. - مرد حظ؛ مردی دولتی. مردی بختمند. مردی بختور. مردی بختیار. || بخت. جد. سرنوشت. || در احکام نجوم، مزاعمة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || و در تداول عوام، به معنی لذت و مزه است: حظ کردم. حظ بردم. یعنی لذت و مزه بردم.
[ حَ ظظ ] (ع مص) بهره مند شدن. (دهار) (مهذب الاسماء) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). با بهره شدن. || با بخت شدن. دولتمند شدن. دولتی گشتن. بخت مند گردیدن. بختیار و بختور گشتن.
[ حُ ظظ ] (ع اِ) جِ حَظ. رجوع به حظ شود.

کلمات هم‌قافیه با «حظ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حظ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید