معنی حطیئة
5 بازدید
[ حُ طَ ءَ ] (ع ص) مرد زشت کوتاه بالا. (منتهی الارب).[ حُ طَ ءَ ] (اِخ) جرول بن اوس بن مالک عیسی، مکنی به ابی ملیکة. شاعری مخضرمی از قبیلهٔ قیس. متوفی به سال ۳۰ هـ . ق. او را دیوانی است. و ابن الندیم گوید: دیوان او را ابوسعید سکری و نیز اصعمی و هم ابوعمرو شیبانی و باز طوسی و ابن السکیت گرد کرده اند. حطیئة لقب اوست. بعضی او را صحابی گفته اند لکن به اقوای احتمالات وی بزمان رسول (ص) اسلام پذیرفته، لکن سعادت صحابت نیافته است. حطیئة سپس ارتداد آورد و باز بمسلمانی بازگشت و آنگاه که زبرقان بن بدر را بدور خلافت عمر (رض) هجا گفت عمر مستند بحدیث: من احدث فی الاسلام هجاء فاقطعوا لسانه، امر به بریدن زبان وی کرد و او بگریخت و پس از مدتی تواری چون مفری از عدل عمر نیافت، بار دیگر عمر را مدیحه ای گفته و بدو ملتجی شد و عمر وی را عفو فرمود: کو حطیئه کو امیه کو نصیب و کو کمیت اخطل و بشار و آن شاعرکه بود اندر یمن. منوچهری. و رجوع به الاغانی ج ۲ ص ۴۲ و ج ۱۶ ص ۳۹ و الشعر و الشعراء ص ۱۸۰ و خزانةالادب ج ۱ ص ۴۰۹ و الجمهره ص ۱۳۵ و المستطرف ج ۱ ص ۱۳۹ و فهرستهای عقدالفرید ج ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸ و الجماهر بیرونی ص ۵۹ و فوات الوفیات ج ۱ ص ۹۹ و فهرست الموشح و الاعلام ج ۱ ص ۱۸۱ و ۲۶۴ و روضات الجنات ص ۱۵۷ و تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۶۷ و المرصع و تاریخ بیهقی ص ۲۳۷ و ۲۳۸ و قاموس الاعلام ترکی شود. دیوان حطیئة بعنایت گولدزیهر در لیبزیک به سال ۱۸۹۳ م. و باشرح ابی الحسن السکری در مطبعهٔ التقدم به سال ۱۳۲۳ هـ . ق. در ۱۲۵ صفحه و در آستانهٔ جزء اول آن ۱۳۰۸ در ۱۰۳ صفحه بچاپ رسیده و بر آن ایضاحات مختصری است. (معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «حطیئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر