معنی حطمیة
6 بازدید
[ حُ طَ می یَ ] (ص نسبی) منسوب به بطن حطمةبن محارب از قبیلهٔ عبدالقیس. - دروع حطمیة؛ زره ها که مردم این بطن می کرده اند. یا زره شمشیرشکن یا زره پهن و گران. و منه حدیث زواج فاطمة(ع) انه قال لعلی بن ابیطالب: این درعک الحطمیة. ج، حطمیات. (منتهی الارب).[ حُ طَ می یَ ] (اِخ) قریه ای به یک فرسنگی شرق بغداد از نواحی خالص. منسوب به سری بن الحطم یکی از قواد.
کلمات همقافیه با «حطمیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر