معنی حطمی
5 بازدید
[ حُ طَ ] (ص نسبی) منسوب به حطمة ابن ودیعةبن لکینربن اقصی. پدر بطنی از عبدالقیس. و آنان زره گران بودند و حطمیات، دروع منتسب بدین بطن است. (الانساب).[ حَ طَ ] (ص نسبی) منسوب به حطمة. بطنی از حلام. (الانساب).
کلمات همقافیه با «حطمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر