معنی حضیرة
6 بازدید
[ حَ رَ ] (ع اِ) جایگاه خرما. (منتهی الارب) (آنندراج). جای خرما. (اقرب الموارد). || گروه مردم یا چهار تن یا پنج تن یا هشت یا هفت تن یا ده تن یا کم از ده تن که بغزو [ جنگ ] روند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). چهار پنج تن. (مهذب الاسماء). ج، حضائر. (از مهذب الاسماء). || اول لشکر. مقدمه. || آنچه برآید از رحم هنگام زادن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ریم و زردآب که با بچه بیرون آید بعد از برطرف شدن خون نفاس. (آنندراج). آنچه با بچه بیرون آید از رطوبات. ج، حضیر، حضایر. || خون سطبر در پوستی که با بچه بیرون آید. (منتهی الارب) (آنندراج). || ریم گردآمده در ریش. ریم که در جراحت گرد آید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «حضیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر