معنی حضون
5 بازدید
[ حَ ] (ع ص) گوسپندی که یکی از دو سر پستان وی یا یکی از دو پستان وی درازتر باشد از دیگری و همچنین در شتران و زنان. (منتهی الارب) (آنندراج). آن گوسپند که یک پستان او از دیگر پستان درازتر بود. || آن اشتر که رنگ پستانش بشده باشد. (مهذب الاسماء). || مردی که یکی از دو خصیه وی کلان تر باشد از دیگری. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (از آنندراج). || فرج زن که یک کرانهٔ وی بزرگتر باشد از دیگری. شرم زن که یک کرانه از دیگری بزرگتر دارد. (آنندراج). شرم زن که یک کرانه از دیگری بزرگتر دارد. (منتهی الارب). ج، حضن. (مهذب الاسماء).[ حُ ] (ع مص) حضن. حضانت. حضان. رجوع به حضن و حضانت شود.
کلمات همقافیه با «حضون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر