معنی حضنی
4 بازدید
[ حَ ضَ ] (ص نسبی) منسوب به حضن. بطنی از قضاعة. (الانساب).[ حَ ] (اِخ) صاحب قاموس کتاب مقدس گوید: حضنی و فینحاس هر دو پسران عالی رئیس الکهنه اند که در منصب و گناه و موت شرکت داشته اند و نمونهٔ تهاون و تأخیر در امورات تربیت اهالی خانه میباشند. زیرا که ایشان همواره تابع شهوات نفسانی و دنیوی و شرارت گردیده در وقتی که تابوت عهد از بنی اسرائیل گرفته شد. (اسمو ۱:۳ و ۲:۱۲ -۱۷ و ۲۲ -۲۶ و ۲۴ و ۴:۱۱) و هر دو هلاک شدند. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «حضنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر