معنی حضل
5 بازدید
[ حَ ] (ع مص) تباه شدن: حضل نخله؛ تباه شدن بن شاخهای آن. حضلة. (آنندراج) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حضل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضل» برای سرودن شعر