معنی حضرة
7 بازدید
[ حِ رَ ] (ع اِ) محضر. حضور. || مردی حسن الحضرة؛ مرد که غائبان را به نیکی یاد کند.[ حَ ضَ رَ ] (ع اِ) جِ حاضر.
کلمات همقافیه با «حضرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر