معنی حصیرباف
5 بازدید
[ حَ ] (نف مرکب) آنکه نسج حصیر کند. آنکه بوریا بافد. حصیری. بوریاباف : و گویند که حصیرباف بوده. (تذکرهٔ دولتشاه ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «حصیرباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر