معنی حصی

معنی حصی

6 بازدید
[ حَ صا ] (ع اِ) جِ حصاة. (منتهی الارب) (دهار). سنگریزه. (آنندراج) (منتهی الارب): شمار لختی از آن برتر از شمار حصی عداد بعضی از آن برتر از عداد مطر.فرخی. و عدد سکان بلا فزونتر از مال و حصی. (جهانگشای جوینی). || عدد بسیار. (منتهی الارب).
[ حَ صْ یْ ] (ع مص) زدن بسنگ ریز. || اثر کردن در چیز. (ناظم الاطباء)
[ حَ صی ی ] (ع ص) مرد بسیار خردمند. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اصطلاح پزشکی قدیم) از بیماریهای کلیه و مثانه. داود ضریر انطاکی گوید: از بیماریهای کلیه و مثانه است و گاهی در زهره و سپرز نیز منعقد شود و این کمتر است. رجوع به تذکرهٔ ضریر انطاکی ج ۲ ص ۱۴۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «حصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید