معنی حصن کیفا

معنی حصن کیفا

5 بازدید
[ حِ نِ کَ ] (اِخ) حصن کیپا. شهری با قلعهٔ بزرگ مشرف بدجله میان آمد و جزیرهٔ ابن عمر از دیاربکر. و بر دجلة بدانجا پلی است. و یاقوت گوید: من پلی بزرگتر از آن ندیده ام، و پل را یک چشمه است و بر دو جانب آن دو چشمهٔ خرد و متعلق است بصاحب آن که از اولاد داودبن لقمان بن ارتق است. -انتهی. و نسبت به حصن کیفا، حصکفی باشد. شمس سامی افزاید: قصبه ای است در سنجاق ماردین در ۱۲۰هزارگزی خاور دیاربکر (آمد) در ساحل جنوبی دجله، و تنها شش پارچه ده تابع آن است. داستان اشغال این حصن توسط شاه اسماعیل صفوی در شرفنامه ص ۱۵۰ و ۲۰۶ آمده و در تاریخ کرد رشیدیاسمی ص ۲۰۵ بعنوان «حصن کیف» از آن کتاب نقل گردیده است. رجوع به تاریخ مغول ص ۱۴۴، ۱۹۱ و ۱۹۳ و قاموس الاعلام ترکی و حبیب السیر ج ۱ ص ۳۷۲ و تاریخ گزیده ص ۴۴۶ و نزهة القلوب ص ۱۰۴ و ۲۱۴ شود.

کلمات هم‌قافیه با «حصن کیفا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید