معنی حصنی
5 بازدید
[ حِ ] (ص نسبی) منسوب به حصن. (الانساب سمعانی). || منسوب به حصنان. کسائی گفته است: چون تلفظ دو نون حصنینی سنگین بود بیکی اکتفا کردند بر خلاف بحرین که بحرینی گویند. یاقوت گوید: و این دلیل منتقض است به جنّان و جنانی. که سه نون را جمع کرده است. (از معجم البلدان).[ حِ ] (اِخ) اسماعیل بن رجا الحصنی. منسوب به حصن مسلمة. از موسی بن اعین روایت دارد و مالک بن انس از وی روایت دارد. اهل جزیره نیز از وی روایت کنند، لیک منکرالحدیث باشد. (معجم البلدان).[ حِ ] (اِخ) اسودبن مروان المقدی الحصنی. از سلیمان بن عبدالرحمان روایت دارد و سلیمان بن احمد طبرانی از وی. (معجم البلدان).[ حِ ] (اِخ) عبدالجباربن نعیم بن اسماعیل، مکنی به ابوعمر حصنی. منسوب به حصن منصوربن جعونه است. از ابوفروه یزیدبن محمد رهاوی روایت کند. و محمدبن ابراهیم مقری از وی. (معجم البلدان).[ حِ ] (اِخ) محمدبن حفص حلبی. از معمر و ابوحنفیه روایت دارد. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «حصنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر