معنی حصل
6 بازدید
[ حَ صَ ] (ع مص) درد کردن شکم ستور از خوردن خاک و یا سنگریزه که در گیاه بود. || سنگ ریزه واقع شدن در انثیین کودک. (ناظم الاطباء).[ حَ / حَ صَ ] (ع اِ) غورهٔ خرمای سخت ناشده یا غورهٔ سخت. || گرد و شکوفهٔ زرد خرما. (منتهی الارب). || تلخ دانه و مانند آن که از گندم برآید چون پاک کنند. || دان مرغ. ته غربالی. || گندم و جو باقی ماندهٔ در خرمن بعد بباد دادن.[ حَ صَ ] (ع) رجوع به ماحصل شود.
کلمات همقافیه با «حصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر