معنی حصب

معنی حصب

6 بازدید
[ حَ صَ ] (ع اِ) سنگ ریزه. || فروزینه. هیزم و فروزینهٔ آتش از هرچه باشد. یا هیزم را حصب نگویند مادام که آتش وی افروخته نشود. (منتهی الارب). گیره. آتش گیره. ضرام هیزم و آنچه بدان آتش افروزند. آنچه در آتش اندازند. هرچه بدان آتش افروخته شود. (غیاث). پارهٔ آتش. ضرام. فروزینه. هیمهٔ هیزم.
[ حَ صِ ] (ع ص) شیر که کف از او برنیاید از سردی. || شیر که از سردی مسکه وی نه برآید.
[ حَ ] (ع اِ) باد که سنگ آرد. (مهذب الاسماء).
[ حَ صَ ] (ع مص) سرخجه شدن. حصبه برآوردن. مبتلی به سرخجه برآمدن. (تاج المصادر بیهقی). || انقلاب چله از کمان. (منتهی الارب). برگشتن زه از کمان.
[ حَ ] (ع مص) سنگ ریزه انداختن بر. سنگ انداختن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || رفتن بر روی زمین. رفتن در زمین. || اعراض کردن از... روی گردانیدن از... || حصب مکان؛ سنگ ریزه گستردن بر جای. || فروزینه و هیزم افکندن در آتش.
[ حَ ] (اِخ) (عبری) اسم ملکه از ملکه های نینویه یا مقاطعهٔ زاب است و برخی ترجمهٔ آنرا «او بجا آمده است» دانسته اند. (قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «حصب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید