معنی حصانت
6 بازدید
[ حَ نَ ] (ع اِمص) حصافت. استواری. محکمی. استحکام. استوار شدن حصار و جز آن. (تاج المصادر بیهقی): و با عقل خود آن یک حصن بی حصانت را... (جهانگشای جوینی). || پارسائی. (زمخشری). پرهیزکار شدن. نهفته شدن زن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «حصانت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر