معنی حصار بالا

معنی حصار بالا

6 بازدید
[ حِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان ریگان بخش گرمسار شهرستان دماوند. واقع در هشت هزارگزی جنوب دماوند و یک هزارگزی جنوب راه شوسهٔ تهران به مازندران. ناحیه ای است واقع در دامنه و سردسیر. دارای ۴۰۸ تن سکنه میباشد. فارسی و ترکی زبانند. از رودخانهٔ تاررود مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، بنشن، میوه جات سردسیری. اهالی به کشاورزی، گلیم، جاجیم بافی گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ حِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهنام عرب بخش ورامین شهرستان تهران. واقع در ۱۴هزارگزی جنوب خاور ورامین سر راه نیمه شوسهٔ جوادآباد. ناحیه ای است واقع در جلگه ولی معتدل. دارای ۳۳۳ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، صیفی، چغندر قند، باغات میوه. اهالی به کشاورزی گذران می کنند. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ حِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان. واقع در ۴۵هزارگزی جنوب باختری قیدار، سر راه مالرو عمومی. ناحیه ای است کوهستانی سردسیر. دارای ۲۵۱ تن سکنه میباشد. ترکی زبانند. از بزینه رود مشروب میشود. محصولات آنجا غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی: قالیچه، گلیم، جاجیم بافی. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «حصار بالا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید