معنی حصارلو
5 بازدید
[ حِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در ۶۱هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۳۴هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. ناحیه ای است کوهستانی. معتدل. دارای ۲۵۲ تن سکنه میباشد. ترکی زبانند. از چشمه سارها مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، نخود بزرگ، بادام. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. از صنایع دستی: جاجیم بافی. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ حِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کاغذکنان شهرستان هروآباد. واقع در سی هزارگزی خاور آغ کند ۳۹هزارگزی شوسهٔ میانه به زنجان. ناحیه ای است کوهستانی. گرمسیر مالاریائی. دارای ۱۳۰ تن سکنه میباشد. ترکی زبانند. از دو رشته چشمه مشروب میشود. محصولات آنجا غلات و حبوبات و سردرخت. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی جاجیم بافی. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «حصارلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر