معنی حصاة
5 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) سنگ ریزه. (دهار). ریگ. جمرة. رمل. یکی سنگ ریزه و یکی حصا. حکیم مؤمن گوید: رادع و مجفف است و سائیدهٔ او مثل غبار جهت نزف الدم جراحات و رفع ورم مفید است و انداختن آن در کوزهٔ آب مصلح غلظت آن و مقوی احشاست. (تحفه). || سنگ که در مثانه بود. سنگ که در گرده بود. سنگ که در مثانه یا کلیه و جز آن پدید آید از کمیز منجمد که همچو سنگ ریزه گردد یا از تحجر خلطی غلیظ به علت استعمال اغذیهٔ لزجه. || عقل. خرد. (مهذب الاسماء). هوش. (منتهی الارب). رای.[ حَ ] (ع اِ) سنگ ریزه. (دهار). ریگ. جمرة. رمل. یکی سنگ ریزه و یکی حصا. حکیم مؤمن گوید: رادع و مجفف است و سائیدهٔ او مثل غبار جهت نزف الدم جراحات و رفع ورم مفید است و انداختن آن در کوزهٔ آب مصلح غلظت آن و مقوی احشاست. (تحفه). || سنگ که در مثانه بود. سنگ که در گرده بود. سنگ که در مثانه یا کلیه و جز آن پدید آید از کمیز منجمد که همچو سنگ ریزه گردد یا از تحجر خلطی غلیظ به علت استعمال اغذیهٔ لزجه. || عقل. خرد. (مهذب الاسماء). هوش. (منتهی الارب). رای.
کلمات همقافیه با «حصاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر