معنی حشیش بزرقطونا
8 بازدید
[ حَ ؟ ] (ع اِمرکب) بنکو. اسپغول. اسفرزه. اسپرزه. قارانی. یارق. فسلیون. برغوثی. اسفیوش. بقلهٔ مبارکة. ختل. حشیشةالبراغیث. صاحب اختیارات گوید: به پارسی ورق بنکو گویند و در قوت نزدیک به گشنیز تر بود و بهترین وی تازه و تر بود. حرارت بنشاند و بر ورمهای گرم طلی کردن سود دهد و عصارهٔ تر وی جهت نفث الدم نافع بود.
کلمات همقافیه با «حشیش بزرقطونا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر