معنی حشیشةالمعدن
6 بازدید
[ حَ شَ تُلْ مَ دَ ] (ع اِمرکب) گیاهی است سفید و صلب قریب به سنگ و چون شکسته شود اجزاء او ریزه می گردد و با روغن چون مشتعل گردد شعلهٔ او برطرف نمی گردد و ریش سمندر نامند و داخل ضمادات ملوکی می کنند. و او جالی و مورث صحت و طراوت است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «حشیشةالمعدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر