معنی حشیشةالطحال
6 بازدید
[ حَ شَ تُطْ طِ ] (ع اِمرکب) سقولوفندریون. اسقولوفندریون. (داود ضریر انطاکی). حشیشةالدود. (تحفهٔ حکیم مؤمن). حشیشةالاودیة. حشیشةالطحال. زنگی دارو. چترگ. عقربان. کبر رومی. رجوع به سقولوفندریون شود. || طوقریوس. رجوع به طوقریوس شود. || ایمیونیطس. رجوع به ایمیونیطس شود.
کلمات همقافیه با «حشیشةالطحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر