معنی حشیشةالسلطان
5 بازدید
[ حَ شَ تُسْ سُ ] (ع اِمرکب) حرف ابیض. (تحفهٔ حکیم مؤمن). خردل فارسی. تلسفی. حرف یا نوعی حرف. خرفق. خرفوف. خرفوق. صناب بری. و بعضی گفته اند: که آن نوعی از حرف السطوح است.
کلمات همقافیه با «حشیشةالسلطان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر