معنی حشیشةالزجاج

معنی حشیشةالزجاج

6 بازدید
[ حَ شَ تُزْ زُ ] (ع اِمرکب) الکسینی. کشنین. حیفا. حبقالة. حبیقه. حشیشةالرمل. ابوریحان بیرونی در الجماهر فی معرفة الجواهر گوید: قال دیسقوریدس: بفلسطین نبات یسمی حشیشةالزجاج لانها تجلو الاوساخ التی فیه اذا خضخضت بالماء فی جوفه. قال حمزة: ان بقریة قهرود من قری قاشان باصبهان نباتاً ینبسط علی ألارض ثم یستحجر زجاجا ابیض صافیاً براقا. حمل الیه منه قطاع و ذکر انها کانت متشکلة علی هیآت ضروب من النبات، و یستعمله اهل ملک النواحی فی الوان من الادویة و لم یشر الی شی ء منها و علی غرابة ذلک لایستبدعه من احاط بأمر البسذ علماً -انتهی. و داود در تذکره گوید: هو الکشنین و تسمی الحیفا تنبت بالسباخ و الحیطان. لها قضبان رقیقة الی الحمرة و لها ورق مزغب و علیها شی ء کالارز. یعلق بالید و الثوب. شدیدة المرارة. یوخز بآذار. و هی باردة رطبة فی الثانیة. تحلل الاورام و تفتح السدَد شرباً و طلاءَ و تقلع الاثار. و اذا وضعت فی الزجاج نقته. و هی تضر الرأس و یصلحها السکنجبین، و شربتها الی درهمین -انتهی. و در ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان بیرونی آمده است که: باسیوس گویند: او را الکسینی گوید و از خواص وی آن است که آبگینه را بدو روشن کنند... ابوحنیفه گوید: سرد است در اول و قابض است و جراحات را فراهم آرد و آماس بنشاند... صاحب تحفه گوید: گیاهی است که در شوره زار و محوطها میروید شاخهای او باریک و مایل به سرخی و برگش خشن و مزغب و بر شاخهای او چیزی شبیه به تخم بقدر برنج و خشن و بسیار تلخ و بر جامه میچسبد. در دوم سرد و تر و محلل اورام و رادع و مفتح سده و جالی و قابض، و چرک زجاج را بالکلیه رفع میکند و از این جهت به این اسم مسمی شده و زایل کنندهٔ بواسیر و در اوقیهٔ عصارهٔ او با شکر و عسل جهت سرفهٔ کهنه بسیار مؤثر و ضماد عصارهٔ او جهت اورام حاره و با سفیداب جهت جمره و نمله و با قیر و طی و روغن حنا و با پیه تر جهت نقرس و مالیدن برگ او جهت قوبا و غرغره او جهت ورم لوزتین و با روغن گل جهت درد گوش مفید... و مصلحش نبات و خشخاش و قدر شربتش تا دو درهم است -انتهی. و مؤلف اختیارات گوید: به پارسی گیاه آبگینه گویند و رازی گوید قابض بود مع رطوبت. مسکن اورام بلغمی بود. و عصارهٔ آن بواسیر را زایل کند، و سرفهٔ کهن را نافع بود و عصارهٔ آن با اسفیداج رجمره و غبره طلا کند نافع بود، و بر سوختگی آتش بهمین سبیل، غرغره به عصاره آن کردن ورم لوزیتن را نافع بود. و در موم روغن کردن جهت نقرس نافع بود. و بسیار خوردن محرور مزاج را صداع آورد و مصلح وی نبات و خشخاش بود.

کلمات هم‌قافیه با «حشیشةالزجاج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید