معنی حشیان
5 بازدید
[ حَ شْ ] (ع ص) نعت مذکر از حشی. تاسه برافتاده. (منتهی الارب) دمه گرفته. (مهذب الاسماء).[ حَ شْ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان سربند بالای بخش سربند شهرستان اراک. ۳۰هزارگزی جنوب آستانه ۳۰هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی سردسیر. سکنه ۶۸۴ تن شیعه. ترک و فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات، بنشن، انگور. شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه بافی. راه مالرو. قلعه ای خرابه به نام قلعهٔ حشیان دارد که بنای آن قدیمی است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «حشیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر