معنی حشه
5 بازدید
[ حُ شْ شَ ] (ع اِ) قبهٔ کلان. ج، حشش.[ حَ شَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان رودبار بخش طرخوران شهرستان اراک. ۲۴هزارگزی شمال باختری طرخوران. کوهستانی سردسیر. سکنهٔ آن ۳۴۱ تن شیعهٔ ترک و فارسی زبانند. از قنات مشروب می گردد. محصولات آنجا غلات، بادام، گردو و بنشن است. شغل اهالی زراعت، گله داری، گلیم، جاجیم بافی. از نوبهار میتوان اتومبیل برد. بیمارستان ده تختخوابی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «حشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر