معنی حشمتیه
6 بازدید
[ حِ مَ تی یَ ] (ص نسبی) مؤنث حشمتی، و همان طور که در حشمتی گذشت هر دو برخلاف دستور زبان عرب است ولیکن در فارسی بکار رفته و نام اشخاص و اماکنی قرار گرفته است.[ حِ مَ تی یِ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شمیران شهرستان تهران که فعلاً یک قسمت سربازخانه و قسمتی جزء شهر تهران شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حِ مَ تی یِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان رستاق بخش خمین شهرستان محلات. ۷۰۰۰گزی جنوب باختری خمین. واقع در جلگه معتدل. سکنه ۱۴۶۶ تن شیعه، فارسی. آب آن از قنات، در بهار از رودخانهٔ محلی. محصول آنجا غلات، بنشن، چغندر قند، تریاک، پنبه، انگور، بادام. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی: قالیچه بافی. از بناهای قدیم امام زاده دارد و راه فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ حِ مَ تی یِ ] (اِخ) ده کوچک جدیدالاحداثی است از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاه. واقع در ۲هزارگزی شمال خسروآباد امجدی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ حِ مَ تی یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور. واقع در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری قدمگاه. ناحیه ای است واقع در جلگه معتدل. دارای ۵۶۸ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، بنشن. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ حِ مَ تی یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. واقع در ۹هزارگزی جنوب باختری نیشابور. واقع در جلگه. معتدل. دارای ۲۴ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «حشمتیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر