معنی حشرهکش
5 بازدید
[ حَ شَ رَ / رِ کُ ] (نف مرکب) هر دارو که حشرات را کشد. بهترین حشره کشها گرد ددت است. و از این پیش گرد تنباکو، محلول نمک طعام، جوشانیدهٔ برگ درخت گردو و آب صابون و امثال آن برای این مقصود بکار می بردند.[ حَ شَ رَ / رِ کُ ] (نف مرکب) هر دارو که حشرات را کشد. بهترین حشره کشها گرد ددت است. و از این پیش گرد تنباکو، محلول نمک طعام، جوشانیدهٔ برگ درخت گردو و آب صابون و امثال آن برای این مقصود بکار می بردند.
کلمات همقافیه با «حشرهکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر