معنی حشرآباد
8 بازدید
[ حَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مرغک. بخش راین شهرستان بم. واقع در ۶۷هزارگزی جنوب خاوری راین و چهارهزارگزی خاور شوسهٔ بم به جیرفت. دارای ۲۵ تن سکنه میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ حَ ] (اِخ) دهی است از دهستان عربخانه. بخش شوسف شهرستان بیرجند. واقع در ۵۷هزارگزی شمال باختری شوسف و سه هزارگزی شمال کلاته نو. ناحیه ای است واقع در دامنه گرمسیر. دارای ۲۷۶ تن سکنه میباشد. فارسی زبانند. از قنات مشروب میشود. محصولات آنجا غلات، بنشن. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. راه مالرو است. باصطلاح محلی حسرآباد نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «حشرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر