معنی حشبون

معنی حشبون

5 بازدید
[ حَ ] (اِخ) (به معنی تدبیر). اسم شهری که در قدیم الایام به موآبیان تعلق داشت پس از آن سیحون آن را مفتوح ساخته پای تخت مملکت خود گردانید. بعد بنی اسرائیل بر آن دست یافته در آن سکونت ورزیدند. (سفر اعداد ج ۲۱ ص ۲۵ و ۲۶). و آن فیمابین املاک راؤبین و جاد واقع بود. سپس بنی راؤبین آن را بنا کرده با وجودی که در ضمن املاک جاد بود به لاویان داده شد. (سفر اعداد ج ۳۲ ص ۳۷). و بعد از مرور مدتهای مذکورهٔ فوق باز موآبیان آن را بتصرف درآوردند. لهذا در نبواتی که دارای تهدید و تخویف بر ضد موآبیان میباشد حشبون نیز مذکور و به موآبیان منسوب است. (اشعیا ج ۱۵ ص ۴ و ج ۱۶ ص ۸ و ۹) (ارمیا ج ۴۸ ص ۲ و ۳۴ و ۳۵ و ج ۴۹ ص ۳). و همواره خرابه های این شهر تا به حال به مسافت ۱۵ میل به طرف مشرق به حیرةالموت بر دشت موآب بر تپه ای که تخمیناً ۲۰۰ قدم از دشت یادشده ارتفاع دارد باقی و به حسبان معروف است. محیط شهر بیش از یک میل نیست و بر تپهٔ مذکور کومه ای از خرابه های بی شکل که دارای سنگهای یهودی و پله های رومانی و ستونهای یونانی عربی میباشد موجود است و در طرف مشرق شهر مجاری آب و سیل عظیم دیده می شود. (سرود ج ۴ ص ۷) (قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «حشبون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید