معنی حسین کاتب
[ حُ سَ نِ تِ ] (اِخ) ابن علی بن حسین معروف به ابن خازن و مکنی به ابوالفوارس. متوفی ۵۰۲ هـ . ق.[ حُ سَ نِ تِ ] (اِخ) ابن قاسم بن محمدبن ایوب بن شمون معروف به ابوعبداللََّه کاتب. او راست: «اسماء امیر المؤمنین» و «التوحید» که ابوطالب انباری. متوفی ۳۵۶ هـ . ق. آنها را از وی روایت کند. (ذریعه ج ۲ ص ۶۵ و ج ۴ ص ۴۷۸).[ حُ سَ نِ تِ ] (اِخ) ابن یاسین بن محمد. او راست: لمحةالمختطف که در ۷۸۰ هـ . ق. /۱۳۷۸ م. تألیف کرده است. (معجم المؤلفین از ایضاح المکنون).
کلمات همقافیه با «حسین کاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر