معنی حسین غوری
[ حُ سَ نِ ] (اِخ) ابن حسین بن حسن، ملقب به علاءالدین جهانسوز ملک الجبال عباسی. از ۵۴۵ - ۵۵۶ هـ . ق. پادشاه غور بوده است. وی دولت غوریهٔ فیروزکوه را بسط داد و بهرامشاه غزنوی را شکست و شهر غزنین را قتل عام کرد و هفت شبانه روز این شهر را بسوخت و به این سبب جهانسوز لقب گرفت. رجوع به غوریان شود.[ حُ سَ نِ ] (اِخ) ابن عالم. رجوع به حسین امیرحسینی شود.
کلمات همقافیه با «حسین غوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر