معنی حسین سرماری
6 بازدید
[ حُ سَ نِ سَ ] (اِخ) ابن حسن بن اسماعیل سرماری. او راست: «الدرالمنقود» در صرف که نسخهٔ مورخ ۱۰۳۸ هـ . ق. آن را اسماعیل پاشا دیده و در هدیة العارفین ج ۱ ص ۳۲۲ نقل کرده است.
کلمات همقافیه با «حسین سرماری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر