معنی حسین خوارزمی
5 بازدید
[ حُ سَ نِ خوا / خا رَ ] (اِخ) پدر ریحانه است که ابوریحان کتاب «التفهیم» را بنام وی تألیف کرد.[ حُ سَ نِ خوا / خا رَ ] (اِخ) ابن حسن ملقب به کمال الدین که در ۸۴۰ هـ . ق. کشته شد. او راست: «اساس القواعد» فارسی در حساب و شرح قصیدهٔ برده به فارسی و شرح مثنوی مولوی به فارسی و المقصد الاقصی در ترجمهٔ المستقصی. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۳۱۵) (فهرست دانشگاه ج ۲ ص ۱۱۶). حنیفان هرات او را تکفیر کردند و شاهرخ وی را به محاکمهٔ مذهبی کشید و تبرئه شد لیکن ازبکها دست از وی برنداشته او را کشتند. (ذریعه ج ۹ ص ۲۵۱) (سبک شناسی ج ۳ ص ۲۲۸، ۲۲۹) (مجالس النفائس صص ۹ -۱۸۵) (رجال حبیب السیر ۹۶) (کشف الظنون).
کلمات همقافیه با «حسین خوارزمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر