معنی حسین بیهقی
5 بازدید
[ حُ سَ نِ بَ هَ ] (اِخ) ابن علی. رجوع به حسین کاشی و حسین سلامی شود.[ حُ سَ نِ بَ هَ ] (اِخ) ابن علی بن محمد. درگذشتهٔ ۹۱۷ هـ . ق. او راست: مفاتیح الکنوز و «منبهات القلوب» در تصوف که برای سلطان بایزید تألیف کرده است. (هدیة العارفین ج ۱ ص ۳۱۷).
کلمات همقافیه با «حسین بیهقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر