معنی حسیح
6 بازدید
[ حَ ] (اِخ) رئیس فرقهٔ مغتسله و شاگرد او شمعون است. (ابن الندیم). رجوع به مغتسله شود.
کلمات همقافیه با «حسیح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یح» برای سرودن شعر