معنی حسویه
7 بازدید
[ حَ وی یَ ] (اِخ) ابن سلک بن محمد که شهر ایگ را در فارس بساخت. (ابن بلخی ص ۱۶۵). ایگ بروزگار متقدم دیهی بود و حسویه آن را بشهری کردست. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۳۱). و قلعه است آنجا (اصطهبانان) سخت محکم و بدست حسویه است. (همان صفحه). قلعهٔ اصطهبانان، هم قلعه ای عظیم است و حسویه را است و چون اتابک چاولی بجنگ حسویه رفت و پس صلح کردند این قلعه را خراب کرد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۷). و رجوع به نزهة القلوب ج ۳ ص ۱۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «حسویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر