معنی حسن گندمگون
7 بازدید
[ حُ نِ گَ دُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گندمین. رنگ گندمین. حسن سرخ که به سیاهی زند: گو بکش شمشیر بر من حسن گندمگون یار هرچه آید بر سر فرزند آدم بگذرد. واقف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حسن گندمگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر