معنی حسن کلبی
3 بازدید
[ حَ سَ نِ کَ ] (اِخ) ابن علی. نخستین امیر از امراء کلبی جزیرهٔ صقلیه (سیسیل). وی در آغاز از اسیران لشکر منصور فاطمی بود و از طرف وی در ۳۳۶ هـ . ق. حاکم سیسیل شد و شورش مردم را با زور فرونشاند. پس قسطنطین پادشاه روم ناوگان دریایی به جنگ او فرستاد. منصور فاطمی ناوگانی که دارای ۷ هزار سوار و سه هزاروپانصد پیاده بود به کمک او فرستاد و بر روم پیروز شد و «ریو» و «کالابریه» را در ایتالیا بگرفت و در شهر ریو مسجدی بساخت و پس از مرگ منصور در ۳۴۱ هـ . ق. فرزند خود احمد را بجای خویش نشانید و خود در مهدیه در افریقا بزیست و از نزدیکان معز فاطمی بود تا در ۳۵۰ هـ . ق. درگذشت. (زرکلی چ ۱ ص ۲۳۲).
کلمات همقافیه با «حسن کلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر